فرهنگی، تاریخی ،ورزشی ، عکس و......
سلام به همه ی دوستان عزیز و گرامی نمی دونم به جه علتی این وبلاگ را شروع نکرده تعطیل کردم !!؟ شاید یک دلیلش این باشد که دیگه فرصت نداشتم که دو وبلاگ خوب برای شما داشته باشم به هر حال اگر مایلید به وبلاگ من سری بزنید به آدرس زیر مراجعه نمایید . http://mahde-71.blogfa.com با نام ( اندیشه green ) سلام به همه ی شما دوستان عزیز و بازدید کنندگان محترم . تقریبا ۶ سالی هست که در رشته ورزشی کیوکوشین کاراته ایران فعالیت می کنم اما در این مدت به طور مداوم تمرین نکردم و آسیب های شدیدی نیز دیده ام به طور ی که گاهی به خاطر این آسیب ها ۱تا ۳ ماه و حتی ۲سال نتوانستم ورزش کاراته را ادامه بدم و مشکلات زیادی برایم به وجود اومد اما بالاخره پس از آسیب دیدگی های زیاد توانستم دیروز برای اولین بار در مسابقات شرکت کنم آن هم در مسابقات کشوری کاراته که سالی فقط دو بار برگزار می شود . این دوره از مسابقات در میدان حر ، باشگاه سرباز برگزار می شد و من به همراه ۳تن از بچه های باشگاه به این مسابقات رفتیم . مسابقه های ۳تا از هم باشگاهی هایم تا ساعت ۱۲ظهر تمام شد اما از شانس بد ، مسابقه ی من جزو آخرین مسابقات بود و من از یک طرف استرسم بیشتر شده بود و از طرف دیگر به دلیل اینکه قبل از مسابقه نباید ناهار می خوردم از حال می رفتم سرانجام مسابقه ی من در ساعت چهار و سی دقیقه بعد از ظهر شروع شد و من موفق شدم اولین حریفم از سر راه بردارم چشم به هم نزده مسابقه دوم شروع شد و من در ابتدا یک ضربه خیلی محکم و جانانه به سر حریفم زدم و اگر یک ضربه دیگه به سرش می زدم ، حریف ضربه فنی می شد اما حریف اصفهانی بود و زرنگ و نامرد از این لحاظ که یک ضربه ی مشت به زیر چانه ام و سه ضربه ی سنگین به کمرم زد که همش خطا بود اما متاسفانه پنج تا داور وسط ندیدن و فقط داوری که در آن عقب و در ارتفاع بالاتر نشسته بود دید اما دیگه فایده ای نداشت چون داور وسط تصمیم خودش را گرفته بود و بازی مساوی شده بود من هم دیدم که ناداوری هست و داور به نفع حریف می گیرد و خطا های متعددی را که بر روی من انجام می شود نمی گیرد از کوره در رفتم و بدون اینکه بخواهم از زیر مشتم را بر روی چانه،دماغ حریف کشیدم و در حالی که بازی مساوی بود داور یکسره من را اخراج کرد . اما با این وجود من ناراحت نیسنم چون در مقابل حریفم کم نیاوردم و نیز حریفم هم پنجمین سالش بود که در این مسابقات شر کت می کرد و دو درجه هم از من بالاتر بود . اما در کل در سن جوانان نفر پنجم کشور شدم و از این بابت نیز خوشحالم . امیدوارم در مسابقات بعدی بتوانم مقام بیارم و باعث خوشحالی همه دوستانم بشم . به امید موفقیت و پیروزی همه شما دوستان در تمامی مراحل زندگی تهدیدم نکنید سرنیزه نشانم ندهید دخترانم را میازارید تا به کی؟ تا به چند؟ ** من بدن " زید" ام در کناسه بر دار تهدید چرا؟ علم ام سبز قلمم سبز و دستانم بوی صداقت می دهد سبزی و صداقت را تاب بیاورید تا دیر نشده است مرا تهدید نکنید. ** من جاری ام از کربلا تا شلمچه من رود ام از کرخه تا راین مرا تهدید نکنید ** من ایرانی ام فرزند روح الله تهدید چرا؟ از : احمد جعفری چمازکتی ولی اگر چیزی را نشناختی و از آن دفاع کردی آدم با تعصبی هستی ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ عامل اصلی اختلاف و ناسازگاری بین افراد یک مجموعه توقع ایجاد شده توسط طرفین است پس سعی کنید مردم را از خود متوقع نکنید این قبیل نگرانیها اغلب از نادرست تعبیر نمودن حقیقت سرچشمه میگیرند و سبب میشوند شخص حس آیندهنگری خود را از دست بدهد. برای مثال، شخصی میشنود که شرکت خصوصیاش در حال از هم پاشیدگی است. او ناخودآگاه فکر میکند: «خدایا، من دیگر مردهای بیش نیستم و احساس میکنم گوشت بیحسی هستم.» او میپندارد که در حال از دست دادن حرفه مورد علاقهاش است. بدترین نتیجهگیریهای ممکن به ذهنش خطور میکند و او با آنها کلنجار میرود. زمانیکه شخصی در حل مشکلی شکست میخورد، به نظر میرسد فراموش کرده است که انسان در مقابل بعضی مسائل هیچگونه قدرتی ندارد. تصور کنید در ترافیک گیر افتادهاید، نگران هستید مبادا به جلسه مهم خود نرسید و یا دیر برسید، به اتومبیلهای اطرافتان ناسزا میگویید. به آنها لعنت میفرستید و در خیابانهای شلوغ به هر سو پیچ و تاب میخورید. بیاموزید که گاهی شکست را تجربه کنید. زمانیکه مشکلی برایتان به وجود میآید، به نظر میرسد میخواهید چیزی را که اصلا در حیطه اختیارات شما نیست، کنترل کنید، چه فکر میکنید؟ فکر میکنید قادر مطلق هستید؟
نفس عمیق بکشید
دیگران را دوست بدارید
با خدای خود راز و نیاز کنید
زندگی خود را سازماندهی کنید
برقراری ارتباط با دوستان
به کارهای مورد علاقه خود بپردازید به انجام کارهای مورد علاقه خود بپردازید
به اخبار ناخوشایند توجه نکنید نماز سرود عشق و آهنگ آسمانى است . نماز سرود فضليت و پاكى است. نماز ريسمانى است كه ما را به خداوند جهان متصل مى كند. آن نيايش و پرستش و اين راز و نياز و كمك خواهى در زبان قرآن نماز ناميده مى شود. نماز، مراسم مخصوصى براى پرستش خدا و راز و نياز با اوست كه در آن جنبه هاى ارزنده و آموزنده خاصى در نظر گرفته شده است . نماز، سرود توحيد و يكتا پرستى ، پاكى وفضيلت است كه روح و جان ما را از شرك و آلودگى شستشو داده و بايد فكر و درون ما را در برابر عوامل شرك زا وآلوده كننده يى كه در زندگى روزمره با آنها سر و كار داريم پاك و يكتاپرست نگه مى دارد. روح ما نيز در ميدان زندگى روزانه در معرض آلودگى است ، آلودگى به هوسها خودخواهيها و صدها آلودگى هاى ديگر. بنابراين بايد همانطور كه لباس و تن خود را مى شوييم و پاكيزه مى كنيم ، دل و جان را هم شستشو دهيم و پاكيزه كنيم ، خود را به خدا كه سرچشمه پاكى و كمال است نزديك سازيم ، لحظاتى را به ياد او، به نيايش او و راز و نياز با او بگذرانيم و روح آلوده را در چشمه صاف و زلال الهى شستشو دهيم .نمازهاى پنجگانه همين كار را مى كند با پنج نماز در روز، خداوند، لغزشها را از آدمى مى زدايد و او را پاكيزه مى كند. در ابتدای سوره اسراء می خوانیم که خداوند بنده خویش را به معراج دعوت کرد و در این دعوت آسمانی هدایایی برای وی در نظر گرفت ، که بزرگترین این هدایا نماز می باشد . خداوند کریم در 103 جای کتاب خویش تاکید بر خواندن نماز کرده است ودر آیه ی 103 سوره نساء آنرا حکمی واجب کرده است و به قول پیامبر (ص) نماز همانند نحری است که انسان هر روز 5 بار خود را در آن شستشو می دهد . نماز یعنی شکستن نفس و خود را در مقابل خالق خویش خوار دیدن ، وتسلیم او بودن است . بایزید بسطامی (ره) روزی از خدا خواست که ابلیس را ببیند ، ابلیس به امر خدا در جلویش ظاهر گشت و به او گفت :که کجا بودی ؟ ابلیس به او گفت: به زیارت قبر آدم 1000 رکعت نماز خواندم . بایزید به او گفت : مگر تو نماز هم می خوانی ؟ ابلیس به او گفت: من از بندگی خلع شده ام ولی او از خدایی خلع نشده است . نماز نزدیکترین و بهترین حالتی است که بنده می تواند با خدای خود گفتگو کند . البته از امام علی (ع) نقل شده است : که نماز واجب است ولی واجب تر از آن عمل به ان است . در حد توان فکری مان نماز ،یک گزارش روزانه به خداست . حال ببین که موقع نماز چه چیزی به در گاه او می بری ...... 
![]()



![]()

![]()
![]()
ورزش کنید
میتوانید با روشهای مختلفی خود را آرام سازید، معلم قدیمیام، “دکتر توماس گاتیل” به من شیوه ارزشمندی را آموخت که چگونه با نگرانی مدارا کنم. او به من آموخت: «هیچگاه به تنهایی ناراحت و نگران نباش.» زمانیکه در گوشهای مینشینیم و برای موضوعی ناراحت و نگرانیم، این انزوا سبب میگردد تا نگرانیها تشدید شوند. اگر علت ناراحتی خود را برای شخص دیگری شرح دهید، یقینا میتوانید به حقیقت و عمق مسائل پیببرید. حتی زمایکه گوش شنوایی را برای همدردی مییابید، میآموزید که چگونه با خود نیز صحبت کنید. “ارسون بک”، روان پزشکی خلاق، روشی را موسوم به روان درمانی شناختی ابداع کرد. در این روش، شخص تمامی عادتهای فکریاش را بازآموزی میکند و اما به جای اینکه افکاری منفی مانند: «من واقعا شکست خوردهام» و نظیر آن را به مغز خود راه دهد، چندین روش تفکر متفاوت پر ثمر و به عبارت دیگر مثبتاندیشی را میآموزد.
از کجا شروع کنیم؟ برای آغاز زمانی که خبر ناخوشایندی را شنیدید، سعی کنید افکار ناخودآگاه خود را کنترل کنید. سپس بطور منطقی اشتباهاتی را که در این افکار وجود دارند، بررسی کنید و به فرضیات منطقیتر دیگری فکر کنید. از خود بپرسید که نتیجه گیریهایتان برچه مبنایی هستند، آیا میتوانید به فرضیه دیگری بیندیشید که برایتان احساسی خوب و دلانگیز را به دنبال داشته باشد؟ و حالا برای افزایش این قبیل نتایج مطلوب احتمالی چکار باید کرد؟
در مرحله دوم، سعی کنید حقایق را دریابید. نگرانیهایی را که اساسی موهوم و تخیلی دارند، رها سازید و به واقعیتها متوسل شوید و در مرحله بعد دریابید که این افکار مخرب تا چه حد دیدگاهتان را نسبت به خودتان و زندگیتان تغییر میدهند؟ آیا شما خود را بازنده میپندارید؟
اگر به مشاهده و بررسی افکار ناخودآگاه خود بپردازید، میتوانید دیدگاهی را که همواره غصه و افسردگی را برایتان به دنبال دارد، اصلاح کنید. باید آغاز کنید و سعی کنید بطور مداوم تمرین کنید. در نتیجه درمییابید که این کار همواره به شما کمک میکند و باید گفت: رواندرمانی شناختی طناب نجاتی است که با قلاب حقیقت انسان را از گودال نگرانیها نجات میبخشد و افکار منحرفی را که او خود خلق کرده است، نابود میکند. این است اساس رواندرمانی شناختی.
هنرپیشه سینما در زندگیاش تغییراتی ایجاد کرده است و شیوه رواندرمانی شناختی را نیز بکار میبندد. او دفترچهای تهیه کرده است و در هنگام خواب چیزهایی را که نگرانش میکنند، بلافاصله در آن یادداشت میکند. همچنین از مسائل نگران کنندهای که صبح روز بعد باید حلشان کند، فهرستی تهیه میکند. اینکار سبب میشود دلنگرانیها و آشفتگیها او را به حال خود رها کنند و او با آرامش به خواب رود. وی دریافته است که باید همه چیز را به صورت حقیقاش بپذیرد.
همانگونه که برای رفع سکسکه مواردی توصیه میشود برای فائق آمدن بر نگرانیهای روزمره نیز بکار بستن مواردی ذکر شدهاند. اما بکارگیری هیچ یک از این روشها به تنهایی کافی نیست.
ورزش کنید. مسافتی را بدوید و یا با دوست خود تنیس بازی کنید. قطعاً پس از گذشت مدت زمانی کوتاه کمتر احساس نگرانی خواهید نمود. ورزش، تنش را کاهش میدهد، پرخاشگری را به کلی از بین میبرد، سلامتی را افزایش میدهد، خواب را با آرامش همراه میسازد و در نهایت سبب میگردد تا در انجام دادن هر کاری تمرکز داشته باشید. ورش بهترین و موثرترین وسیلهای است که ما میتوانیم آن را ضدنگرانی بکار گیریم.
نفس عمیق بکشید. نفس کنترل شده، نگرانی را کاهش میدهد . عمیقاً نفس بکشید و هوا را به آرامی خارج کنید. اینکار شما را موقتاً آرام میکند. حال اگر چند نفس عمیق بکشید، احساس بهتری نیز خواهید داشت. همچنین سعی کنید در جهت کنترل نگرانی روشهای خوب تنفس کردن را بیاموزید.
با دیگران ارتباط برقرار کنید. خود را عضوی از مجموعهای بدانید که از شما بزرگتر است. با خانواده، دوستان، موسسات گوناگون، همسایگان و افرادی که در کلیسا، مسجد و یا محل کارتان ملاقات میکنید، ارتباط برقرار کنید. اگر به معاشرت با افراد گوناگون بپردازید، تواناییهایتان را نابود میکنید.
همراه با خانواده غذا صرف کنید. با صدای بلند برای کودکانتان کتاب بخوانید و با همسایگانتان صحبت کنید. معاشرت و ارتباط داشتن با افراد روشی است که بیش از دیگر موارد به هنگام مبارزه با نگرانی توصیه میشود.
• با خدای خود راز و نیاز کنید. هر روز نماز بخوانید و با خدای خود راز و نیاز کنید. تحقیقات نشان میدهند که در میان افراد مومن افسردگی کمتر به چشم میخورد. این جمله را همواره به یاد داشته باشید: «به پیش بروید و کارها را به خدا بسپارید، قدرتی را که متعلق به خداست، به او واگذارید و بگذارید که او خود امور را کنترل کند.»
همچنین میتوانید در مخلوقات زمین تعمق کنید و به مکاشفه بپردازید. راز و نیاز با خدا و مراقبه اموری هستند که سبب میگردند تا ما حقایق را نادیده نگیریم و در حقیقت همه امور را با دیدی حقیقتجویانه نظاره کنیم. اینها فکر و روحمان را آرامش میبخشند.
• زندیگی خود را سازماندهی کنید. بسیاری از نگرانیهای روزمره به بینظمی مرتبط هستند. چه موضوعی را فراموش کردهام، چه چیزی را گم کردهام و یا چه مسالهای را نادیده گرفتهام؟
به منظور اصلاح امور خود از کارهایتان فهرستی تهیه کنید و برای خود برنامه روزانه بنویسید. برای مثال، جلوی در منزل سبدی را مخصوص سوییچ اتومبیلتان قرار دهید. با اینکار مجبور نیستید روز خود را با جستجوی عجولانه و پرتنش آغازکنید. ارزش این سبد معادل چندین قرص آرامبخش است که میتوانید برای مبارزه با نگرانیهایی که هر روز در هنگام گم کردن کلیدهای خود به آن دچار میشدید، استفاده کنید. این قبیل کارها به طرز شگفتآوری، زمانی را که هر روز صرف نگرانیهای مخرب و بیفایده خود میکردید، کاهش میدهند.
به انجام کارهای مورد علاقه خود بپردازید. اگر به انجام دادن کاری که از آن لذت میبرید بپردازید، غیرممکن است که نگرانیهای مخرب و زیانبار به شما روی آورند.
به اخبار ناخوشایند توجه نکنید. رسانهها اغلب به پخش اخبار ناخوشایند میپردازند و با داستانهای غمانگیز و تاسفبار خود مردم را میآزارند. اگر شما گوش سپردن و یا خوندن اینگونه خبرها را کنار نگذارید، مطمئناً نگرانیهایتان روز به روز بیشتر و بیشتر میگردد.
• دیگران را دوست بدارید. اگر همواره با مردم به نرمی و با ملایمت رفتار کنید، آنان نیز بهتر و شایستهتر به انجام امور میپردازند. ما موجودی اجتماعی هستیم و نمیتوانیم در انزوا و به تنهایی کارها را به نحو احسن انجام دهیم، همواره کسی را که دوست دارید، مورد محبت و لطف خود قرار دهید. فرزندانتان با ارزشترین موجوداتی هستند که به نوازش و محبت صمیمانه شما محتاجند.
با دیگران ارتباط برقرار کنید
برخیزید. درست زمانیکه احساس کردید نگرانیهای مخرب و مسموم کننده دور شما حلقه زدهاند، خود را از این مخمصه نجات دهید. به آرامی اینکار را انجام دهید. از جای خود برخیزد. قدم بزنید. با دوست خود صحبت کنید و با اینکار خود را از هرگونه نگرانی دور کنید، هر قدر بیشتر نگرانی را به خود راه دهید، مشکلتر میتوانید از شر آن خلاص شوید.
• موسیقی گوش دهید. گوش سپردن به موسیقی به طرقی که هنوز کشف نشدهاند، نگرانی و تنش را کاهش میدهد. همواره در منزل خود به موسیقی گوش فرا دهید و آواز بخوانید، آواز خواندن و نگران بودن با هم در یک زمان امکانپذیر نیست. اگر مایل باشید. میتوانید این جملات را زمزمه کنید:
«فایده نگرانی چیست؟ نگران بودن کاملاً بیارزش است.» پس، مشکلاتتان را در جعبه کهنه وسایلتان بیندازید و بخندید، بخندید، بخندید.
• با صدای بلند گریه کنید. گاهی اوقات، نگرانی نشانگر نوعی ناراحتی فرو خورده میباشد. گاهی نیز احتیاجات واقعی ما و اموری که میخواهیم انجامشان دهیم به صورت سیلی از اشک جاری میشوند. گریه کردن با صدای بلند تمامی نگرانیها را از صفحه ذهنمان پاک میکند.
• بخندید. هر قدر که میتوانید بخندید. شوخی کردن و مزاح از بهترین روشهایی است که میتوانید در مقابل نگرانی و استرس در زندگی آنرا بکار بست. حتی در سختترین لحظات نیز خندیدن موثر است، استرس سمی سبب میشود با دیدی واقع گرایانه به مسائل و مشکلات خود ننگریم. در حالیکه شوخی و مزاح مجدداً افکارمان را به سوی حقیقت رهنمون میشوند.
• و بالاخره خود را درگیر مسایل کوچک و بیاهمیت نسازید و همواره به یاد داشته باشید که اگر با دیدی جامع به قضایا بنگرید، تمامی مشکلات بزرگ در نظرتان بسیار کوچک و ناچیز جلوهگر میشوند.
نوشته: دکتر ادوارد رام هالول![]()
![]()
سلام به خودم![]()
من اومدم ![]()
هم خوشحالم و هم ناراحت ![]()
امیدوارم بتوانم مطالب خوب ومفیدی برای شما بذارم
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |





